غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
34
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
از لشگر مغول آيند تا آن ولايات كه از غايت معمورى رشك نگارخانهء چين بلكه غيرت افزاى بهشت برين بود ويران گشت و مهم چندين هزارهزار كس از اهل اسلام بضرب تيغ بيداد زمرهء از اهل كفر و ظلام از هم گذشت ( سبحان اللّه الواحد القهار و صلى اللّه على محمد و آله الاطهار . ) گفتار در بيان توجه اولاد چنگيز خان بجانب خوارزم و ذكر تسخير آن خطه بعد از وقوع جنك و رزم چون چنگيز خان از مهم سمرقند فارغ گشته روزى چند در نواحى آن بلده فردوس مانند توقف نموده جوجى و جغتاى و او كداى را بفتح مملكت خوارزم مامور گردانيد و در آنزمان جرجانيه كه بهترين بلاد آن ولايت است و تركان او را اور كنج گويند دار الملك سلاطين خوارزمشاهى بود از علماء و فضلا و ارباب شمشير و اصحاب قلم و ارباب حرف و صناعات و ساير طوايف بنى آدم آنمقدار در جرجانيه جمع آمده بودند كه زياده بر آن تصور نتوان نمود و شاهزادگان بموجب فرمان چنگيز خان با سپاهى چون حوادث آسمال بىپايان بدانجانب روان شدند و در آن وقت حاكم خوارزم خمارتكين نامى بود كه با والده سلطان محمد خوارزم شاه خويشى داشت و چون منقلاى سپاه جهانگشاى چنگيز خان بخوارزم نزديك رسيدند جمعى پيشتر به ظاهر جرجانيه خراميدند و براندن چهار پايان مشغول گرديدند خوارزميان ايشان را اندك ديده خلقى بسيار از پياده و سوار پاى از دروازه بيرون نهادند و عنان عزيمت بمحاربهء آنجماعت انعطاف دادند و مغولان بطريق مكر و فريب گاهى چون صيد وحشى از ايشان ميرميدند و احيانا اندك توقف نموده جنك مىكردند تا بباغ خرم كه در يك فرسخى شهر است رسيدند آنگاه ساير سواران منقلاى كه در كمينگاه بودند تيغ جلادت آخته بجانب خوارزميان تاختند و آغاز كشش و خونريزش كرده از وقت طلوع آفتاب تا هنگام زوال قريب صد هزار كس بقتل آوردند و از عقب گريختگان رانده خود را در شهر انداختند و تا محلى كه آن را تنوره گويند شتافته تنور حرب گرم ساختند و بهنگام غروب خورشيد بازگشتند و بعد از دو روز از اين واقعه شاهزادگان جوجى و جغتاى و او كداى باتمامى لشگر قيامت اثر بگرد خوارزم رسيده نخست قاصدان بدان بلدان فرستادند و مردم را بايلى و انقياد دعوت نمودند و چون فايدهء بر ارسال رسل و رسايل مترتب نگشت به ترتيب اسباب قلعهگيرى مشغول شده دست بانداختن تير و سنك برآوردند و ساكنان خوارزم نيز به قدر مقدور در مدافعه و محاربه كوشيده از بام تا شام در محافظت برج و باره اهتمام مىكردند و بعد از آنكه مدت محاصره امتداد يافت و بسيارى از محلات خوارزم از قارورهاى نفط و زخم سنك رعد بسوخت و منهدم گشت مغولان قصد نمودند كه